لمس دستات ..

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم …
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست …
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد…
لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان …
که از قلبم برقلم و کاغذ می چکد …
لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است …
لمس کن لحظه هایم را …
تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم، لمس کن این با تو نبودنها را.
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۸/۳۰ ساعت 13:33 توسط ♥:::[سوگندو اقامون]:::♥
|
نام : سوگند